ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
این دل ناامید و مایوس مُرد...!!
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
که شیرینی شُکرت را با زَهر قرص عوض کردم.
که وصل شدنم هنگام سجده را با دوری و سر گذاشتن روی بالین فراموشی عوض کردم
که از اصل بریدم و یه جورایی مصنوعی شدم!آدم مصنوعی!بدون قلبی در کالبد،مُرده..بی جان...
مرا به من باز دادی!و اینک منم تنها،بی تو،هیچم!هیچ...
میدانی معبود من..من هنوز معجزه ات را انتظار دارم..خدایا...
باید برگردی به قلبم،باید رویامو بهم برگردونی ،خدایا من تاب این فراقو ندارم...رحم کن
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44
دلم که میگیره گاهی میرم اونجا...آهنگ گوش میدم،اهنگ میخونم.تاثیر داره تو حالم
رفتم اونجا..سرد بود خیلی...یکم آروم شدم...دیدم از پشت صدای پا میاد..یه دختر اومد کنارم نگام کرد بعد یکم جلو تر رفت نشست رو پله..سویشرت تنش بود مثل من.سرشو اما بسته بود..نگامو ازش گرفتم و به منظره روبه روم خیره شدم
دیدم هق هق گریه اش میاد...
موندنو جایز ندونستم..رفتم،با رفتن من گریه اش شدید تر. شد....
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 5:44